تبليغاتX
حدیث تنهایی
تابستونم

 

آنکس که می گفت دوستم دارد

عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد

رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت

صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان می کردم میگوید: دوستت دارم

نوشته شده توسط یکتا در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 ساعت 9:14 بعد از ظهر | لینک ثابت |