تبليغاتX
حدیث تنهایی
بوسه,گناه

 

یك روز می بوسمت !

فوقش خدا منو می بره جهنم !

فوقش می شم ابلیس !

آنوقت تو هم به خاطر این كه یك « ابلیس » تو را بوسیده ،

جهنمی می شی !

جهنم كه اومدی ،

من اونجا پیدات می كنم

و دور از چشم خدا هر روز می بوسمت !

وای خدا چه بهشتی میشه جهنم ...

 

 

نوشته شده توسط یکتا در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 ساعت 11:19 قبل از ظهر | لینک ثابت |

عزیزم

 

نيايی تا قيامت انتظارت می کشم.

منت عشق از نگاه پر شرابت می کشم.

ناز چندين ساله ی چشم خمارت می کشم.

تا نفس باقيست اينجا انتظارت می کشم.

نوشته شده توسط یکتا در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 9:10 قبل از ظهر | لینک ثابت |

عشق

قدرت عشق را بنازم كه به يك تير نگاه،

بفروشند جان شيرين،

 دوبيگانه به هم.

نوشته شده توسط یکتا در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 11:2 قبل از ظهر | لینک ثابت

خدا

 

ملاصدرا می گوید:

خداوند بی نهایت است ولا مکان ولا زمان

اما به قدر فهم تو کوچک می شود

و به قدر نیاز تو فرود می آید

وبه قدر آرزوی توگسترده می شود

و به قدرایمان تو کارگشا

پس

خدایا کمکمون کن

و دوست دارم اولین نفری باشم که میگم:

سال نو مبارک

نوشته شده توسط یکتا در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 ساعت 5:38 بعد از ظهر | لینک ثابت |

روز عشق

 

تومقصر نبودی عاشقی یاد گرفتنی نیست

هیچ مادری گریه را به کودکش یاد نمی دهد

عاشق که بودی دستِ کم تشری که با نگاهت می زدی دل آدم را پاره نمی کرد.

مهم نیست من که برای معامله نیامده ام

اصل مهم این است که هنوز تمام راه ها به تو ختم می شوند

وتو در جیب هایت تکه هایی از بهشت را پنهان کرده ای

نوشتن فقط بهانه ای است که با تو باشم

اگر چه این واژه های نخ نما قابل تو را ندارند

 

نوشته شده توسط یکتا در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 ساعت 2:58 بعد از ظهر | لینک ثابت |

باران

 

سوختم باران بزن شايد توخاموش کني ،

شايدامشب سوزش اين زخم ها را کم کني ،

آه باران من سراپاي وجودم آتش است ،

پس بزن باران،

بزن،

شايد تو خاموشم کني.

 

نوشته شده توسط یکتا در سه شنبه نهم بهمن 1386 ساعت 1:57 بعد از ظهر | لینک ثابت |

فـــریبنـــده زاد و فـــریبـــا بمیــــرد

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی

مطمئن باش و برو

ضربه‌ات کاری بود

دل من سخت شکست

وچه زشت به من و سادگی‌ام خندیدی

به من و عشقی پاک که پرازیاد تو بود

و خیالم می‌گفت تا ابد مال تو بود

تو برو،

برو تا راحتتر تکه‌های دل خود را آرام

سر هم بند زنم .

 

 

شنیدم که چون قـوی زیبـا بمیـرد

فـــریبنـــده زاد و فـــریبـــا بمیــــرد

شب مرگ، تنها نشیند

به موجی رود گـوشـه ای دور و تنهــا بمیــرد

گروهی بـرآننـد

کـایـن مـرغ شیـدا

کجـا عـاشقـی کـرد آن جـا بمیـرد

چـو روزی ز آغــوش دریــا بــرآمــد

شبی هـم در آغـوش دریـا بمیـرد

تو دریای مـن بـودی آغـوش واکـن

که میخواهد این قـوی زیبـا بمیـرد

 

 

 

 

نوشته شده توسط یکتا در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 11:2 قبل از ظهر | لینک ثابت |

پاییز قلب

رفتی و بی تو دلم پره درده

پاییزه قلبم ساکت و سرده

دل که می گفتی محرمه با من

کاشکی میدیدی بی تو چه کرده

ای که به شب هام صبح سپیدی

بی تو کویری بی شامم

ای که به رنجام رنگ امیدی

بی تو اسیری در دامم

با تو به هر غم سنگ صبورم

بی تو شکسته تاج غرورم

با تو یک چشمه چشمه روشن

بی تو یه جاده ام که سوت و کورم

ای که به شب هام صبح سپیدی

بی تو کویری بی شامم

ای که به رنجام رنگ امیدی

بی تو اسیری در دامم

چشمه اشکم بی تو سرابه

خونه عشقم بی تو خراب

شادی بی تو مثل حبابه

سایه آهه نقش بر آب

ای که به شب هام صبح سپیدی

بی تو کویری بی شامم

ای که به رنجام رنگ امیدی

بی تو اسیری در دامم

نوشته شده توسط یکتا در جمعه شانزدهم آذر 1386 ساعت 9:29 بعد از ظهر | لینک ثابت |

کی باورش میشه؟

چه کسی باور کرد

که دل سرد مرا آتش عشق تو خاکستر کرد.

با که گویم غم هجران تو را،

 هوس زلف پریشان تورا،

عمر من در شرف پاییز ا ست

من چو یک شاخه خشک،

آخرین برگ بر این شاخه تویی

من بدان امیدم که بهاری دگر از راه رسد

چه کسی باور کرد

اشک جاری شده از دیده من چشمه اش آن نفس گرم توبود

طپش تند دلم،

حاصل لمس تن نرم تو بود

چه کسی باور کرد

که من از عشق تو سرشار شدم

مانده بودم همه خواب،

تا که با لمس تن گرم تو بیدار شدم

تو همه بود منی

تو در این کوره ره خلوت عمر

همه مقصود منی

چه کسی باورکرد

که تو معبود منی

نوشته شده توسط یکتا در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 ساعت 9:18 بعد از ظهر | لینک ثابت |

به همه دوستایی که نظر خصوصی میدن

همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ میگفتم...

ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری

گفتم : یکی !!!

میدونی چرا ؟

چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که میشناسم ...

دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟

ماه یکیه ...

خورشید یکیه ...

زمین یکیه ...

خدا یکیه ...

مادر یکیه ...

پدر یکیه ...

تو هم یکی هستی ...

وسعت عشق من به تو هم یکیه ...

پس اینو بدون از الان و تا همیشه : یکی دوستت دارم.

نوشته شده توسط یکتا در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 ساعت 11:13 بعد از ظهر | لینک ثابت |

تولد
..

گفتي كه به احترام دل باران باش،

باران شدم و به روي گل باريدم

گفتي كه ببوس روي نيلوفر را،

از عشق تو گونه هاي او بوسيدم

گفتي كه براي باغ دل پيچك باش ،

بر ياسمن نگاه تو پيچيدم

گفتي كه براي لحظه اي دريا شو،

دريا شدم و تو را به ساحل ديدم

گفتي كه بيا و لحظه اي مجنون باش ،

مجنون شدم و ز دوريت ناليدم

گفتي كه بيا و از وفايت بگذر ،

از لهجه ي بي وفاييت رنجيدم

گفتم كه بهانه ات برايم كافيست،

معناي لطيف عشق را فهميدم


  امشب یکی از شبهای قدر و یکی از بهترین شبهای عالم خلقت است

 امیدوارم که قدر این شب قدر را بدانیم و ساده ازش عبور نکنیم....
خدایا یتیمان را امشب دریاب ...

.

.

.

راستی

ماه مهر

ماه مهربون

ماه من

به همه متولدین این ماه تبریک میگم.

نوشته شده توسط یکتا در دوشنبه نهم مهر 1386 ساعت 4:45 قبل از ظهر | لینک ثابت |

پدر

ما هرچه را که باید از دست داده باشیم ،

از دست داده ایم

ما بی چراغ به راه افتادیم و ماه ،

ماه ،

ماده ی مهربان ،

همیشه در آنجا بود

در خاطرات کودکانه ی یک پشت بام کاهگلی

و بر فراز کشتزارهای جوانی که از هجوم ملخ ها می ترسیدند

چقدر باید پرداخت!!!

دوست عزیزم(طلوع عشق)!

از صمیم قلب در گذشت پدر بزرگوارت رو تسلیت می گم

ما رو هم در غم خودت شریک بدون.

از همه دوستان می خوام که فاتحه ای برای شادی روح ان مرحوم قرائت کنند

و مرگ...

نوشته شده توسط یکتا در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 ساعت 12:51 بعد از ظهر | لینک ثابت |